نیک نگاره - مدل ذهنی افراد موفق

دو مدل ذهنی افراد خیلی موفق

مدل ذهنی افراد بسیارموفق دو تفاوت عمده با مدل ذهنی افراد معمولی دارد. برای رسیدن به مدل ذهنی آنها مقادیر زیادی تمرین لازم است تا بتوانید روش سنتی و عام فکر کردن را تغییر دهید. گاهی باید مدل های ذهنی متعلق به دوران کودکی و جوانی و حتی بزرگسالی را که حاصل آموزش های عمومی در مدرسه و یا خانواده است را به دور بریزید.  

ماکس پلانک می گوید: “هروقت نحوه نگاه شما به دنیای اطراف تغییر کند ، دنیای اطراف شما تغییر می کند.”

اولین تفاوت برخواسته از “تئوری انتخاب” است. این مدل ذهنی به شما کمک می کند زندگی شادی داشته باشید و بتوانید کنترل زندگی تان را به دست بگیرید. البته متأسفانه نتیجه این  طرز تفکر گاهی فلج کننده است. به همین دلیل هم هست که فقط تعداد کمی از افراد موفقی که مدل ذهنی اول را دارند، از این مرحله فراتر می روند و مدل ذهنی دوم را هم درخود پرورش می دهند.  

جرج مک کاون نویسنده کتاب Essentialism می گوید: “موفقیت می تواند کاتالیزور شکست باشد.”

بگذارید مثالی بزنیم : موزیسین ها ی تازه کار موسیقی های زیادی می نویسند و ازانجام آن لذت می برند. اغلب ایده ها و آرزوهای بزرگی در سر می پرورانند. اما وقتی طعم موفقیت را چشیدند بتدریج از تعداد قطعاتی که می سازند کم می شود. چرا که تمرکز آنها از اینکه چرا موسیقی می سازند به اینکه موسیقی برای آنها چه آورده ای داشته است منحرف می شود. نتیجتاً یا از آنچه به دست آورده اند راضی هستند و دیگر انگیزه ای برای پیشرفت بیشتر ندارند یا اینکه هنوزدوست دارند قطعات تازه تری بیافرینند ولی دیگر آتش اشتیاقشان خاموش شده است. 

الیزابت گیلبرت نویسنده کتاب پرفروش “Eat, Pray, Love” در یک سخنرانی زیبا درهمایش تد می گوید بعد از موفقیت چشمگیر کتابش دیگر نمی توانست بنویسد. او می دانست دیگر نمی تواند چیزی در حد کتاب قبلی اش بنویسد و این فکر برای او فلج کننده بود کما اینکه برای خیلی از افراد دیگر هم اینگونه بوده است. 

البته گیلبرت در ادامه سخنرانی اش توضیح می دهد که او خودش رامجبور کرد که ادامه دهد و در دو مورد شکست را تجربه کرد ولی ناامید نشد و کم کم مانع حسی که در او بوجود آمده بود ازبین رفت و توانست دوباره مثل قبل به نوشتن خلاقانه برگردد.  

مدل ذهنی اول:  تئوری انتخاب 

این مدل ذهنی بر این اصول استوار است: “شما مسئول هستید. “

در این مدل ذهنی باید از مرکز کنترل بیرونی به مرکز کنترل درونی شیفت کنید. دوره اینکه نقش قربانی را بازی کنید به سر آمده است. شما مسئول زندگی خود هستید. دیگر حق ندارید دیگران را برای نداشته هایتان سرزنش کنید. شما 100% مسئول ازدواجتان هستید. هرگز نمی توانید بگویید 50/50 است. همه چیز به شما بستگی دارد . بنابراین اگر شکست بخورید مقصر شما هستید. شما انتخاب کرده اید و باید پیامد های آن را بپذیرید.  

 

هر انتخابی هزینه ها و پیامد های خودش را دارد

ما می توانیم اعمال خود را کنترل کنیم اما نتیجه ای که از اعمال خود می گیریم به قوانین علت و معلولی این دنیا بستگی دارد.  تنها روش برای اجتناب از نتیجه بد این است که قوانین این دنیا را بشناسیم . به همین دلیل افراد موفق دائم در حال یادگیری و شناخت پدیده ها و قوانین حاکم بر دنیای اطرافشان هستند. 

موفقیت ( و خوشبختی ) یک انتخاب است 

موفقیت ، سلامتی و خوشبختی همگی نتایج یک طرز تفکر هستند. آنها معلول هستند، عامل نیستند. شما نمی توانید معلول را تحت کنترل خود قرار دهید، علت ها آنها را کنترل می کنند. شما فقط می توانید علت ها را تغییر دهید. علت ها رفتار شما هستند.  

یک مطالعه که اخیراً انجام شده نشان می دهد مردم درک درستی از اعتماد به نفس ندارند. اعتماد به نفس به خودی خود باعث عملکرد خوب نمی شود. اعتماد به نفس محصول جانبی عملکرد ماست.  اعتماد به نفس بازتابی ازعملکرد شما درگذ شته است. بنابراین دیروز مهم ترازامروز است. و امروز مهمتر از فرداست.   

پس از پرورش دادن این مدل ذهنی شما باور خواهید کرد که مسئول شرایط روحی شما، خودتان هستید و احساس شما نتیجه انتخاب های شماست. اگر می خواهید احساس خوشبختی کنید به خودتان برمی گردد و اگر می خواهید موفق باشید باز هم به خودتان مربوط است.  

بیشتر مردم در مرحله مدل ذهنی اول متوقف می شوند 

در کتاب “رهبری قبیله ای” نویسندگان لوگان و کینگ نشان داده اند که فرهنگ های سازمانی مختلفی وجود دارند: 

“بیشترسازمانها فرهنگ درجه 3 دارند و در آن کارمندان سازمان برای خودشان کار می کنند. بنابراین هدفشان رقابت است به جای همکاری. و به همین دلیل با افراد دیگری که با خودشان در یک سازمان کار می کنند هم رقابت می کنند. هرکسی می خواهد از نردبان ترقی بالا برود و بنابراین باند بازی، زیرآب زنی و پنهان کاری بیداد می کند. افراد در این فرهنگ ها نسبت به سازمانشان هیچ تعهدی ندارند . فقط به این فکر می کنند که سازمان برای آنها چکار کرده است. دنیای این افراد کوچک است و هرگز نمی توانند ورای نیازها و خواسته های خودشان افق های بالاتری را ببینند. ” 

مدل ذهنی اول به تدریج افراد را خودخواه می کند، این افراد به تدریج این خصوصیات را پیدا می کنند: 

◊ فقط خودشان مهم هستند.

◊ فقط نیازها و اهداف خودشان را می بینند.

◊ فقط به موفقیت خودشان اهمیت می دهند.

◊ در نهایت از یادگرفتن و تلاش کردن دست بر می دارند.

◊ فراموش می کنند که قبلاً چرا و با چه هدفی تلاش می کرده اند.

◊ کمال گرا می شوند و دیگر تحمل شکست را ندارند.

◊ به شدت به شخصیت موفقی که از خود در ذهن مردم شکل داده اند وابسته می شوند.

◊ از حمله به دفاع پناه می برند.

◊ به تعریف و تمجید عادت می کنند و دیگر دنبال بازخورد واقعی نیستند.

◊ حاضر نیستند درباره کار تیمی و برقراری ارتباط با دیگران چیز بیشتری بیاموزند.

◊ معتقدند روش درستی در پیش گرفته اند و احتیاجی به اصلاح ندارند.

◊ نمی توانند کارها را به دیگران تفویض کنند یا با بقیه کار کنند.

اگر به دنبال یک زندگی هستید که در آن به تنهایی زندگی کنید و احساس خوشبختی هم داشته باشید لازم نیست بقیه این مطلب را بخوانید. اما اگر می خواهید یک پله جلوتر بروید و به رشد بیشتروروابط موفق و همکاری با دیگران می اندیشید لازم است یک تغییر دیگر در مدل ذهنی تان بدهید. 

مدل ذهنی دوم:  قدرت محیط 

استفان کاوی می گوید: “سینرژی یعنی وقتی که یک بعلاوه یک دیگردو نیست بلکه ده یا صد یا حتی هزاراست. سینرژی نتیجه مشارکت چند نفر است که تصمیم می گیرند از ایده های قبلی خود فراتر بروند و به افق های بزرگتری فکرمی کنند.

در کتاب Ego is the Enemy نوشته رایان هالیدی عنوان می شود که “افراد موفق از دانش آموز بودن کناره می گیرند.”

وقتی شما یک دانش آموز هستید نمی ترسید که پارادایم ها و چارچوب های ذهنی تان درهم بشکند. آمادگی دارید که اشتباه کنید و بازخورد بگیرید. بیشتر از اینکه به نظر مردم اهمیت دهید به یادگیری اهمیت می دهید. 

وقتی اعتماد به نفس پیدا کردید و مهارت هایی کسب کردید که توانستید کار خیلی عالی ارائه دهید، کم کم فکرمی کنید همه اینها به خودتان برمی گردد و شما به تنهایی این دستاوردها را کسب کرده اید. ذهنیت تنها بازیگر بودن در شما شکل می گیرد.  

7 عادت مردمان مؤثر

ممکن است بتوانید در زندگی به تنهایی موفق شوید ولی با دیگران به قله های بالاتری دست خواهید یافت. این همان نکته ای است که استفان کاوی در کتاب خود” 7 عادت مردمان مؤثر” سعی دارد منتقل کند. اولین عادت هایی که استفان کاوی آنها را “پیروزی شخصی” می نامد عاداتی هستند که به شما کمک می کند اولین مدل ذهنی را در خود پرورش دهید. این عادات عبارتند از:  

◊ فعال و با انگیزه باشید. 

◊ از نقطه شروع ، پایان مسیر را در ذهنتان مجسم کنید. 

◊ اولویت بندی کنید و مهمترین کارها را اول انجام دهید. 

وقتی توانستید این عادات را در خود پرورش دهید از وابسته بودن به دیگران فاصله می گیرید و مستقل از بقیه فکروعمل می کنید.  

بعد از آن کاوی شما را راهنمایی می کند تا بتوانید از این مرحله هم فراتر بروید و به جای تأکید برمستقل بودن، به تعامل مؤثر با دیگران بپردازید و هم افزایی که نتیجه تعامل و همکاری با دیگران است را در تمام جنبه های زندگی تان تجربه کنید. کاوی این عادات را “پیروزی اجتماعی ” می نامد. 

 این عادات عبارتند از:  

◊ “برد- برد”  فکر کنید تا هم سهمتان را داشته باشید هم روابط  پایداری با دیگران ایجاد کنید. 

◊ اول دیگران را درک کنید بعد انتظار درک شدن داشته باشید. 

◊ با تعامل با دیگران هم افزایی ایجاد کنید.  

افراد موفق زیادی هستند که این سه عادت را در خود ایجاد نکرده اند. بجای اینکه تلاش کنند دیگران را درک کنند فقط انتظار دارند دیگران آنها را درک کنند. کارها را فقط به روش خودشان انجام می دهند و خود را برتر از دیگران می بینند. کار تیمی نمی توانند انجام دهند و اشتیاقی برای یادگیری هم ندارند. 

قرن زنان

گاهاً گفته می شود که قرن 21، قرن زنان است چون بطور طبیعی زنان خیلی از خصوصیاتی که برای زندگی در این زمانه لازم است را دارند. آمار نشان میدهد بطور متوسط زنان کارتیمی را بهتر انجام می دهند و بهتر با بقیه کنار می آیند. درحالی که مردان بیشتر دنبال این هستند که بدرخشند، زنان به دنبال این هستند که با دیگران همکاری و در نتیجه آن رشد کنند. 

هسته های اصلی مدل ذهنی شما بعد از اینکه این طرزتفکررا درخود پروراندید در بخشهای زیرعنوان شده است: 

تفکر 10 برابر (10x)

دن سولیوان می گوید ” وقتی خط کش شما تفکر 10 برابر باشد به راه های کوتاه تر و میان برهدایت می شوید.”

تفکر 10 برابر احتیاج به جسارت و خلاقیت بالا دارد . این طرز تفکر شما را از هدف اولیه کسب 100,000 دلار در سال به کسب 1 میلیون دلار در سال هدایت می کند . یا کمک به 1000 نفر بجای 100 نفر.  ویا بجای داشتن صفحه ای با 10,000 بازدید کننده به فکر 100,000 بازدید کننده باشید. 

با این تفکراستراتژی شما کاملاً تغییر می کند.  

در کتاب Tools of Titan , تیم فریس توضیح می دهد که با این طرز تفکر شما سؤالات متهورانه و عجیبی از خودتان می پرسید مثل سؤالی که میلیارد معروف پیتر تیل ازشما می پرسد:  

“اگر برنامه زندگی شما این باشد که یک کاری را در 10 سال انجام دهید از خودتان بپرسید چرا آنرا نتوانم در 6 ماه انجام دهم. اگر یک اسلحه روی سرتان بگذارند که باید این کاررابکنی چطور؟ این سوال می تواند  پارادایم های ذهنی شما را به هم بریزد. “

اگر می خواهید اتفاقات بزرگی در زندگی تان رخ دهد باید بزرگ فکر کنید و برای اینکار لازم است سؤالاتی از این دست از خود بپرسید. این سؤالات باعث می شود به راههای کوتاه و خلاقانه دست پیدا کنید. 

کارها را واگذار کنید 

اگر می خواهید تفکر 10 برابر را عملی کنید متوجه می شوید که نمی توانید آن را به تنهایی انجام دهید. باید یک تیم بسازید. شبکه ایجاد کنید. هرچه سریعتر این تیم را بسازید سریعترنتیجه می گیرید.  این لزوماً به معنی این نیست که افرادی را استخدام کنید. می توانید افرادی را دراطرافتان پیدا کنید که علاقه و پتانسیل های لازم را دارند و دیده نمی شوند. هرچه همکاری تان با دیگران بیشتر باشد به اهداف بزرگتری دست پیدا خواهید کرد.  

همکاری و هم افزایی در همه جنبه های زندگی 

هرکدام از ما به تنهایی کارهای کمی را می توانیم انجام دهیم  ولی با کمک هم کارهای بسیار زیادی را می توانیم به نتیجه برسانیم.

یک دقیقه وقت بگذارید و زندگی خود را مرور کنید.  

وقتی به باشگاه می روید اغلب دوست دارید به تنهایی ورزش کنید. اما اگر مدتی با کس دیگری ورزش کنید درمی یابید این ایده اولیه تمرین به تنهایی چه ایده ضعیف و ناپخته ای بوده است.  بیشتر مردم با دیگران رقابت می کنند ولی آنهایی که دنبال رشد بیشتر هستند فقط با کسانی رقابت می کنند که ازخودشان قویترند.  به عنوان مثال اگر می خواهید به سرعت توان بدنی تان را افزایش دهید با کسانی که از شما قویترند و حرفه ای ورزش می کنند تمرین کنید.   

اندرو کارنی آمریکایی میلیونر می گوید :

“کار تیمی وقتی مؤثر است که همه افراد تیم به هم کمک کنند تا موفق شوند، هرکس از توانایی های خودش برای هم افزایی تیم استفاده کند.”

ریچارد برانسون می گوید:

” تیم کاری خود را بسازید. شرط سرپا ماندن یک کسب و کار این است که افراد مختلف با توانایی ها و مهارت های مختلف در آن کار کنند و باعث هم افزایی هم شوند.”

هرکاری که می کنید باید یک عنصرهم افزایی و همکاری هم درآن باشد.  

با این مدل ذهنی شما فقط مسئول خودتان نیستید، مسئول بقیه افراد هم هستید. این شامل مشتریانتان، حامیانتان، خانواده تان و هم تیمی ورزشی تان هم می شود. شما مسئول موفق شدن دیگران هستید چون موفقیت دیگران موفقیت شما هم هست. موفقیت و رشد آنها باید برای شما همانقدر مطلوب باشد که موفقیت خودتان، گاهی حتی بیشتر. 

استراحت کنید و خود را بازیابی کنید  

 دن سولیوان می گوید: ” برای اینکه بتوانید با هدف هم افزایی و تفکر 10 برابر زندگی کنید باید مغزتان ریلکس باشد، استراحت کند و دوباره نیروی خلاقانه خود را بازیابی کند. “

تفکراستراتژیک ، شفاف و خلاق در صورتی محقق می شود که کمتر اما بهتر کار کنید . لازمه مدل ذهنی اول به نوعی کمّیت است ولی برای تحقق موفقیت با مدل ذهنی دوم کیفیت مهم تر است.  

درست مثل اینکه در بازی پرتاب دارت در ابتدا شما تیرهای زیادی به طرف سیبل پرتاب می کنید و همین که دارت شما به گوشه ای از سیبل برخورد کند به خودی خود موفقیت محسوب می شود. اما پس ازمدتی دیگرهدف شما تغییر می کند و می خواهید به مرکز سیبل بزنید.  

دقت، کیفیت، ادامه دادن، استراحت و بازیابی توان : اینگونه بتدریج به نتایج شگفت انگیز دست می یابید.

ورزشکاران حرفه ای مقدار زیادی از وقتشان را به استراحت اختصاص می دهند. راجر فدرر و لوبران جیمز می گویند که بطور متوسط 12 ساعت در روز می خوابند

ورزشکارانی که کار قدرتی می کنند ممکن است لازم باشد کمتر تمرین کنند و به بدنشان استراحت بیشتری بدهند و در عوض درزمان ورزش، تمرینات سنگین تر و دشوارتری انجام دهند. 

” کمتر اما بهتر”. این در مورد کار ذهنی و استراتژیک هم صادق است.   

بازیابی چیزی بیشتر از استراحت فیزیکی است. در واقع بازیابی به معنی این است که خود را برای مدتی کاملاً از برق بکشید. مطالعاتی که اخیراً انجام شده نشان داده است که استفاده دائمی از موبایل مانع این می شود که افراد بتوانند مدتی از کار و مشغله روزانه فاصله بگیرند .   

راه حل: برای استفاده از موبایل و اینترنت مرزی برای خودتان قائل شوید. تا می توانید موبایل را ازخود دور کنید. آنرا در اتومبیل یا در کشویی در یک اتاق دیگر قرار دهید. نگذارید توجه شما را بدزدد. به خود اجازه دهید که به طور کامل استراحت کنید تا بدن و ذهنتان خودش را بازیابی کند.  

نتیجه گیری 

این مدل های ذهنی فوق العاده هستند.  

هیچ وقت از یادگیری دست نکشید. همیشه روحیه دانش آموزی خود را حفظ کنید. پارادایم های ذهنی خود را بشکنید و یک پارادایم جدید بسازید.

هروقت نحوه نگاه شما به دنیای اطراف تغییر کند، دنیای اطراف شما تغییر می کنند. 

منبع : Two Mental Shifts Highly Successful People Make , Benjamin Hardy ,Quartz
ترجمه: سعیده نیک رفتار

مطالب دیگر:

  زیاده اندیشی و زندگی کردن در ذهن را متوقف کنید 

هاروکی موراکامی از تجربه اش درباره دویدن می گوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.